X
تبلیغات
رایتل

چشمه
 
قالب وبلاگ

امروز دخترمو بردم برای المپیاد ریاضی دانشکده علوم اجتماعی. 

چقدر پدرو مادرا اومده بودن چقدر توی چهره اشون اضطراب داشتن انگار خودشون میخواستن امتحان بدن جدا هیچ کس مثل پدرو مادرا دلسوز بچه هاشون نیستن دو ساعت و نیم زیر آفتاب بودیم بچه ها که اومدن یه دفعه همه چیز تموم شد چهره همه شاد شد انگار دیگه مهم نبود قبول میشن یا نه هم اینکه امتحان تموم شده بودو بچه ها برگشته بودن راضی بودن.فکر کردم من که مادرم بعد دو ساعت که دخترم برگشت پیشم انقدر خوشحالم شدم خدا چقدر خوشحال میشه که بنده هاش از امتحانهایی که ازشون میگیره بعددوباره به آغوشش برمی گردن .

[ جمعه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ] [ 06:47 ب.ظ ] [ گل بارون ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

دلم میخواد مثل چشمه جوشان باشم و بقیه از وجودم انرژی بگیرن.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 8577